محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
632
مخزن الأدوية ( ط . ج )
شبيه به بوى نفط و حجريت بر اين غالب و آنچه را از روى آب گرفتهاند بىآميختگى از سنگريزه و خاك مىباشد و آنچه را از كنار دريا از روى زمين برداشتهاند مخلوط مىباشد و اين مادام كه بر روى آب و تازه است نرم و سيال مىباشد و چون برداشتند و كهنه شد منجمد و صلب مىگردد و قسم دويّم آنست كه ساحل آن بحيره را حفر نموده برمىآورند و اين نيز ناصاف مىباشد مانند موم با آب گرم بر آتش صاف مىنمايند و اين صافى و تيره رنگ مىباشد و براقى بسيار ندارد و بوى آن شبيه به بوى قير عراقى است و انطاكى مخصوص به بحيره طبرستان و ساحل آن دانسته و گفته كه از زمين قدس نيز مىآورند و بهترين آن و مستعمل در ترياق فاروق بنفش براق سريع التفتيت و سنگين و خوشبوى آنست كه بوى نفط از آن آيد و خالى از سنگريزه و خاك باشد و كهنه آن سياه و زبون آن را مغشوش به زفت و قير نيز مىنمايند و مغشوش آن نيز سياه مىباشد و آنچه از جبال حاصل مىگردد كه عرق الجبال نامند از اقسام موميايى است الطف و اقوى از قفر اليهود است . طبيعت آن : در سيّم گرم و خشك . افعال و خواص آن : قايم مقام زفت و قير و قطران و عنبر دانستهاند و در جبر كسر و رض لحم و ضربه و سقطه قريب به موميايى است و بجاى آن مستعمل . * اعضاء الرأس * دخان آن رافع زكام و نزله و محرك صرع معتادين آن و لطوخ آن و اكتحال آن جهت الصاق شعر منقلب در جفن و شعيره و جلاى بياض و تجفيف رطوبات عين و گذاشتن آن بر دندان و سنون بدان جهت درد دندان كرم خورده و خوشبويى دهان و رفع رايحه كريهه آن و طلاى آن بر اعصاب و اعضاى مسترخيه ضعيفه نافع . * اعضاء الصدر * آشاميدن آن مسكن درد سينه و سرفه كهنه و ربو و ضيق النفس و عسر آن و قرحه ريه و اعانت بر اخراج نفث و مده سينه و اورام لوزتين و خناق بلغمى و سوداوى و جهت نفث الدم و نزف الدم . * اعضاء الغذاء و النفض * بلع نمودن مقدار دو خرنوبه تا سه خرنوبه آن جهت رفع بخار دخانى و تحليل خون منجمد در معده و اسهال رطوبى مزمن و طرد رياح معده و شراسيف و ضعف كبد و گرده و بواسير و دفع ديدان و حب القرع و تقطير البول و امراض رحم مطلقاً و رفع صلابت آن و تقويت اعضا و حمول و دخان و استشمام رايحه آن جهت نتو و برآمدگى رحم و تسكين اوجاع و اختناق آن و آشاميدن آن با اندك جندبيدستر و شراب جهت ادرار طمث مأيوس العلاج به قوّت نافع و آشاميدن آن با سركه محلل گدازنده خون منجمد در معده و داخل سفوفات اطفال و سفوفات مقويه معده معين بر هضم و تحليل رياح و قراقر مىنمايد و احتقان آن با ماء الشعير جهت ذوسنطاريا و قرحه امعا و مؤثر . * آلات المفاصل و الاورام * ضماد آن جهت تقويت اعضاء و اوجاع مفاصل و اورام جاسيه و نقرس و عرق النساء و استحكام اعصاب و اعضاى بارده و به دستور شرب آن و ضماد آن با آرد جو و نطرون و موم جهت عرق النساء و نقرس و اوجاع مفاصل و تحليل و انضاج اورام حاره و بارده و ضماد گداخته آن در زيت جهت كوفته شدن عضو لحمى و شكستگى استخوان و ضربه و صدمه و سقطه و نضج خنازير و تحليل اورام جراحات و منع تورم آنها . * الجروح و القروح * ضماد آن ملصق جراحات و مدمل آنها و رافع قوابى و داخل مراهم منبته الحم كرده مىشود جهت التيام زخمها و تليين و رفع كرم آنها مفيد . * الزينه * لطوخ آن منقى بشره و مانع سفيدى اظفار و رافع قوبا و برص و بهق . * السموم * طلا و آشاميدن آن با افسنتين و شراب جهت نهش هوام سمى نافع . مقدار شربت آن : از نيم درم تا يك درم . * الخواص * دخان آن گريزاننده هوام و مار و عقرب و پشه و غيرها و ماليدن محلول آن در زيت بر درخت انگور رافع كرم آن و طريق استعمال آن آنست كه در اكثر جاها در روغن زيت گداخته به كار برند . مضر محرورين از داخل ، مصلح آن سركه و آب فواكه بارده مطفيه . مقدار شربت آن : تا يك درم . بدل آن : زفت رطب و بعضى قير گفتهاند . فصل القاف مع اللام قلى به فتح قاف و فتح لام و الف مقصوره و به كسر قاف و سكون لام و يا نيز آمده و آن را قلى الصباغين و شب العصفر نيز و در اصفهان كهلا و در خراسان شخار و در گيلان و شيراز قليا و به هندى سجى و ساجى و در كابل اشفار نامند . ماهيت آن : چيزى است متخذ از اشنان سوخته بدين نحو كه بر زمين اندك گودى مىكنند و بر آن اشنان تازه بسيار جمع مىكنند و بالاى آن نى و خار يا هيضه آتش مىزنند اندك رطوبتى از آن سيلان مىنمايد و در آن مجتمع و منجمد مىگردد چنانچه در اشنان ذكر يافت و هر چند در آن اشنان رطوبت و چسبندگى زياده باشد زياده به عمل مىآيد تا آنكه مانند قرصى و گرده بزرگى و الا مانند حبهاى بزرگ و كوچك مىباشد و از نبات رمث و رمرام نيز به عمل مىآورند و در بلاد كرمان و روم و ملتان خوب به عمل مىآيد و رومى بهتر و قرصهاى آن بزرگ و صاف و ملتانى اكثر ريزه با خاكستر آميخته و مسموع گشته در ملتان نيز از اقراص به عمل مىآيد و در جايى كه گياه آن را